مشتریانی که خودروهای دست دوم را از کشورهای-دست راست مانند ژاپن وارد میکنند، آنها را به فرمان چپ-تبدیل میکنند و سپس آنها را در کشورهای خود میفروشند، اساساً تلاش میکنند با بهرهبرداری از تفاوت قیمتهای بینالمللی، هزینهها را کاهش دهند. با این حال، این عمل با سه چالش اصلی روبرو است: انطباق با مقررات، خطرات ایمنی، و از دست دادن ارزش بازار. در بیشتر موارد، این امر در یک بازار سازگار امکان پذیر نیست و حتی ممکن است غیرقانونی باشد.
1. محرکهای اصلی: جذابیت کوتاهمدت-هزینه و تقاضای بازار
از دیدگاه کسب و کار، انگیزه های پشت این رفتار در درجه اول بر «کاهش هزینه» و «پر کردن شکاف» متمرکز است. به طور خاص، آنها را می توان به دو عامل نسبت داد:
ایمن سازی وسایل نقلیه با قیمت های پایین و پیگیری حاشیه سود
بازار خودروهای دست دوم در کشورهای{0}}دست راست مانند ژاپن و استرالیا بالغ شده است. به دلیل مالکیت زیاد و چرخه تعویض سریع، قیمت برخی از مدلها (مانند خودروهای خانوادگی ژاپنی و خودروهای پرفورمنس) بهطور قابلتوجهی پایینتر از مدلهای قابل مقایسه در بازارهای-دست فرمان (به ویژه در کشورهای در حال توسعه یا مناطقی که مدلها کمیاب هستند) دارند. به عنوان مثال، قیمت معامله یک تویوتا کرولا کارکرده در ژاپن ممکن است تنها 50%-70% نسخه فرمان چپ باشد. اگر هزینه اصلاح وارداتی قابل مدیریت باشد، از نظر تئوری، پتانسیل سود وجود دارد. پر کردن یک بازار خاص برای مدل های خاص
برخی از مدلهای منحصربهفرد برای کشورهای{0}}دست فرمان (مانند K-خودروهای ژاپنی و اتومبیلهای کلاسیک قدیمی) در بازار-دست فرمان چپ کمیاب هستند. مشتریان ممکن است از طریق "واردات + اصلاح" به دنبال برآوردن نیازهای خاص مصرف کننده (مانند مجموعه ها یا استفاده شخصی) باشند. این خواسته ها اغلب کمتر به قیمت{6}}حساسیت دارند و منحصر به فرد بودن مدل را در اولویت قرار می دهند.







